انیمیشن گفتگوی ایرانی هنرمندان

ویدئو: جشنواره مبارک

منطقه9 بروایت هدیش1

منطقه9 بروایت هدیش2

آخرین ویدئو ها

  Open  The last VIDEO  with :Flash and Java downloded in your system

  • آلامد
  • گربه قجری
  • چت
  • عکس
  • نوازنده
  • سوسک کوچک 

کاربر آنلاین

ما 39 مهمان آنلاین داریم
میانگین امتیار کاربران: / 2
ضعیفعالی 

 


گفتگو با مهرشاد ملکوتی صداگذار

گزارشگر : مریم ثابت قدم اصفهان

حقوق این گزارش برای سایت انیمیشن دیتا محفوظ است

 

در یکی از خیابان های امیرآباد ، صداگذار باتجربه ایران، مهرشاد ملکوتی مشغول به فعالیت است. نام او را بسیاری از هنرمندان می شناسند و با تجربه کاری او در انیمیشن هایی نظیر " زنی زیر یخ ها آواز می خواند " و " روباهی که به دنبال صدا می رفت " ، " ماهوری " ، " کشاورز و روبات "  و فیلم هایی نظیر " آفریقا " یا این اواخر در سریال  وضعیت سفید آشنا هستند. او در اتاقی که با نورپردازی هنرمندانه ، فضایی آرام و به دور از دلهره و هیاهوی شهر را  به ارمغان آورده ، اکنون میزبان انیمیشن دیتا است تا از نقش صداگذاری در فرایند تولید انیمیشن و سینما بگوید.

 

دموی ویدئویی گفتگو با مهرشاد ملکوتی - تجربه فعالیت در عرصه صدا گذاری

 

مریم ثابت قدم اصفهان : از تجربه فعالیت هایتان و تأثیر ویژه صداگذاری بر روند تولید بگویید.

مهرشاد ملکوتی : خلاقیتی که می توان در صدا گذاری ایفا کرد ؛ همواره برای من جذاب بوده است و تأثیر آن را در چهره کارگردان دیده ام. به ویژه در انیمیشن این مسئله بسیار بارز است . زیرا انیمیشن ، هیچ صدایی ندارد و همه صداها را صداگذار خلق می کند . بعد در چهره کارگردان ذوق زدگی و شادمانی بی وصفی را نظاره می کنید که از فیلم خود ، اکنون جلوه دیگری را مشاهده می کند. این مسئله عجیبی نیست . ولی واقعیت این است که شما در پدیده "شنیدن" شاید افراد حرفه ای کمی بیابید که با وصف کردن قادر به درک صدا باشند.

 

ثابت قدم : وصف به چه معنا؟ توصیفی از آواها و صداها؟


مهرشاد ملکوتی : به طور مثال اگر شما فیلم آمادئوس را مشاهده کرده باشید ؛ در آن صحنه ای استکه موتزارت رقیبی دارد که او را تحسین می کند و در عین حال با او به رقابت می پردازد. حالا جایی را در فیلم مشاهده می کنید که آمادئوس موتزارت در بستر مرگ افتاده و در حال تدوینآخرین سمفونی های خویش است ؛ و در حالی که با دست به اصطلاح شیفت می کند ؛ آنکس که روبروی اوست از آنجا که خودش در این عرصه متخصص است ؛ گویی در آن لحظه صدای موسیقی را می شنود و با شعف بسیار با نگریستن به حرکات دست او ؛ نت ها را می نویسد. 
من فکر می کنم اینکه شما در این عرصه قادر به توصیف باشید؛ مستلزم نبوغی است که همه از آن برخودار نیستند . شاید کماکان تصویر نیز اینگونه باشد . وصفی که کارگردان از صحنه دارد به دست فیلمساز رسیده و به تبع آن به ده نفر از اعضای گروه فیلمسازی ارائه می شود و این ده نفر ، ده تصویر مختلف از آن را در ذهن تجسم می کنند و هنگام ساخت ، شما با چیز دیگری روبرو می شوید .پس فرضاً اگر در فلان پلان ، صدای خوشایندی شنیده شود ؛ ده فرد مختلف ، ده صدای متفاوت را از آن توصیف خواهند کرد.
حال ، بخشی از فعالیت ما نیز به چنین نبوغی اختصاص می یابد و البته "حسرت" هم بخش دیگری از کار من را تشکیل می دهد ؛ زیرا چیزهای مختلفی در ذهنم تداعی می شود که هنوز خود را قادر به تحقق آنها نمی یابم.

 

ثابت قدم : حتی پس از 9 سال که از فعالیت حرفه تان در این عرصه می گذرد؟


مهرشاد ملکوتی : بلی. حتی پس از این مدت. شما اگر دقت کنید ؛ شاید در کارهای مجازی ، سال به سال شاهد یک نوآوری بدیع باشید ؛ اما در کارهای صدایی اگرچه این نوآوری وجود دارد ؛ اما اندیشه های متفاوت و چگونگی ایجاد آن صدا مسئله ساز است . من بارها دیده ام افرادی که به صرف تجربه فعالیت دارند ؛ تنها تا یک جای خاص قادر به مانور هستند. نهایتاً می توان شاگردی اساتید را کرد و آموزش های لازم را دریافت نمود. تجربه در فعالیت های من اینگونه نبود و کماکان از حضور افراد با تجربه ای استفاده کردم . اما تنها به چنین آموزش هایی اکتفا نکردم و تحقیق را در رأس فعالیت هایم قرار دادم.

 

IMAGE634234452787968750

دموی ویدئویی گفتگو با مهرشاد ملکوتی - مسئولیت های طراح صدا

 

ثابت قدم : شما از دانش چه اساتیدی بهره بردید؟


مهرشاد ملکوتی : من کارم را نزد مسعود بهنام در استودیوی بهمن آغاز کردم . و سپس به استودیوی بیان رفتم که در آن زمان ، نزد آقای حقیقی به کسب دانش در زمینه صدا پرداختم. یادم می آید که در دوران کودکی ام ، انیمیشنی تحت عنوان " تبر " در ایام دهه وحدت پخش می شد که آقای حقیقی صدا گذار آن بودند.
به هر حال اگرچه من نزد اساتید مختلف به کسب آموزش پرداختم ؛ اما واقعیت این است که ما در ایران در فضای غیر آکادمیک زندگی می کنیم ؛ با این حال من از منابع آکادمیک موجود در اینترنت و پی دی اف های موجود و حتی کتب انتشارات Focal Press استفاده کردم.
به طور مثال حین اولین کارم در سوراند ، به سراغ مقالات پی دی اف موجود در سایت دالبی رفتم و با تلاش مباحث پیچیده آن را دریافتم. من اکنون به کاستی های دانش خود در این عرصه آگاهم و واقعاً بی تعارف می گویم که کم و کاستی های من هنوز فراوان است . زیرا در بخش صدا ، تخصصی شدن امری دشوار است و خب ، در ایران به لحاظ مالی نیز  کسب آموزش های تکمیلی ناممکن است .
شما اگر انتهای تیتراژ فیلم هایی غربی را بنگرید در می یابید که گروه صدا متشکل از هفده عنوان است که در حقیقت از هفده دپارتمان تشکیل شده که در هر یک بین دو یا سه نفر مشغول به کارند. یعنی یک گروه صدای فیلم نزدیک به سی نفر عضو است  که شامل مباحثی نظیر Remix ، Effect editor ، Music editor و Sound designer و غیره است.

 


ثابت قدم : همین مبحث Sound designer ، مبحث مهمی است که به ویژه در عرصه های مختلف هنری نظیر انیمیش و گیم سازی با ضعف های مختلف در ایران همراه است. کارگردان به چنین مبحث مهمی بها نمی دهدیا مسئله ریشه دار تر از این حرف ها است؟

مهرشاد ملکوتی : البته نمی توان تقصیرها را به گردن کارگردان انداخت. وقتی چیزی  عمومیت یابد ؛ دیگر مرتبط به یک شخص خاص نیست و  به کل سیستم تولید مرتبط می شود. ما همیشه می بینیم که کارگردان همانقدر که باید نسبت به دامنه فعالیت خود اشراف یابد ؛ باید تا حدودی به صداگذاری ، موسیقی و صدا برداری نیز آگاه باشد و این خیلی سنگین است و در ایران ، کارگردان مجبور است بار سنگینی را به دوش بکشد و این ، یک واقعیت تلخ در امور سینمایی ایران است.
Sound designer یک واژه لوکسی است که همه حتی بدون شناخت عرصه های آن ، از آن عنوان بهره می گیرند. به خاطر دارم من با دیدن فیلم ماتریکس در آن زمان چنان ذوق زده شدم که با خودم گفتم من می خواهم یک دان دیویس شوم. زیرا دان دیویس ، بعنوان طراح صدای این فیلم معرفی شده بود. اما وقتی زندگی نامه او را در ویکی پدیا جستجو کردم تازه دریافتم که هرگز مانند او نخواهم بود. این ، "خود کوچک بینی " نیست ؛ بلکه بر واقعیاتی دلالت دارد مبنی بر اینکه دان دیویس در 26 سالگی دکترای موسیقی خود را اخذ کرده و نزدیک به پانزده سال رهبر ارکستر سمفونی های مختلف بوده است. یعنی انسانی با چنین پیشینه حرفه ای در عرصه موسیقی ؛ حال نزدیک به ده سال است که در عرصه طراحی صدا نیز مشغول به کار است .
وقتی داشتم با یکی از دوستانم صحبت می کردم به این مسئله اشاره کردم که وقتی در فیلمی ، درب اتاقی بسته می شود ؛ اولین مرحله از درک این صدا همان بسته شدن درب است . دومین مرحله ، جنس در  ، و بعد نوبت به مابقی گزینه ها همچون شدت بسته شدن درب اتاق می رسد. اما آیا تاکنون ما به ادبیات صدای درب فکر کرده ایم؟ اینکه صدای بسته شدن درب دارای چه مشخصاتی است ؟ فرضاً با تعیین ژانر فیلم ، توجیه صدای درب ها در هر پلان متفاوت می شود. و به زعم دوستم ، این خیلی پیچیده است. و من در پاسخ گفتم بلی ، این دقیقاً وظیفه طراح صدا ( Sound designer ) است . و من به جرأت می گویم که ما در ایران هیچ طراح صدای متبحری نداریم . شاید بخشی  از کارهای ما بعنوان صدا گذار به این زمینه نیز اختصاص یابد ؛ ولی هیچ کس در ایران هنوز حرفه ای و متخصص نیست.
کارهایی که ما به تنهایی در این عرصه انجام می دهیم ؛ در آنسوی مرزها توسط گروهی متشکل از ده نفر کارشناس تحقق می یابد . پس هرگز به کیفیت مطلوب و مشابه آن دست نخواهیم یافت. زیرا که نه مبانی آکادمیک آن و نه فرهنگ استفاده از آن در ایران موجود نیست. حتی پرداخت هزینه هم برای چنین فرایندی مقدور نیست. گاهی شما بخش صداگذاری در یک فیلم انیمیشنی بلند را با اختصاص بودجه ای همراه می یابید که ولی ، صرف معروفیت ، کارشناس صدای آن مشخص شده است ؛ گویی همه در این فیلم به دنبال رزومه ای در تیتراژ نهایی هستند. ولی حقیقت این است که انتخاب و گزینش یک کارشناس ، صرف معروفیت نیست .

 

دموی ویدئویی گفتگو با مهرشاد ملکوتی - بررسی صداگذاری در زنی زیر یخ ها آواز می خواند (1)

 


ثابت قدم : انتخاب شما بعنوان بهترین صدا گذار در انیمیشن " زنی زیر یخ ها آواز می خواند " دارای ملاک های شایسته ای بود که از تجربه حرفه ای شما در این عرصه خبر می داد. شما در مورد کار خود در این انیمیشن چه می اندیشید؟

مهرشاد ملکوتی : وجود ذهنیت فانتزی در اشخاص کمک می کند تا شما موقعیت ها را باید به جهت صدا گذاری بهتر تشخیص دهید. اینجا دیگر مانند یک فیلم رئال نیست . اگر خانم خلیل زاده در " زنی زیر یخ ها آواز می خواند " فرم پرنده هایش را به نوعی خاص در نظر گرفته  بود ؛ من نیز بعنوان صدا گذار باید این قضیه را لحاظ می کردم ؛ چون او فضا را به گونه ای دیگر نشان می داد.
شاید این برای همه صداگذاران ، امری معقول و بدیهی نباشد و تنها صرف مشاهده برف و زمستان و پرنده ای در آسمان ، صدای کلاغ را برای چنین پرندگانی برگزینند ؛ که این نشان از عدم درک و درایت صداگذار دارد.

 


ثابت قدم : پس در حقیقت ، نقش اصلی صدا گذار القاء خوب جریانات پیرامون فیلم به بیننده است . فکر می کنم گاهی خود صدا از تصویر نیز بیشتر بیننده را متهیج نماید. حال می توانید در مورد انتخاب هر یک از صداها که علاوه بر سلیقه ، از تجربه ارزشمند شما در این عرصه حکایت دارد ؛ توضیحاتی بفرمایید.

مهرشاد ملکوتی : سخن شما کاملاً درست است. هم تجربه و هم سلیقه هر دو در گزینش چنین صداهایی دخیل هستند. اما در هر حال صداگذار باید از یک ذهنیت فانتزی همسان با کارگردان انیمیشنی برخوردار باشد.

مثلاً در تجربه انیمیشن " روباهی که به دنبال صدا می رفت " برا ی من تاحدی صداگذاری آن دشوار بود . اگرچه فضای ساکتی بود ؛ اما شما بعنوان یک صدا گذار که نباید با سکوت ، کار را نشان دهید. مثلاً در آن کار ، با خانم گودرزی همفکری های بسیار شد و خود شان کمک بسیار زیادی در انتخاب صداها کردند.

 

ثابت قدم : پس در واقع تعامل میان کارگردان و صداگذار در کنار هم می تواند به کیفیت کار بیافزاید. در یکی از بخش های فرمایشات خود با من ، به تمایز صداگذاری برای یک انیمیشن با سایر فیلم ها اشاره کردید. این تفاوت ها چه هستند؟

مهرشاد ملکوتی : در یک کار معمولی ، صدا و دیالوگ هایی وجود دارد و ما بعنوان صداگذار باید از آن صداها پیروی نماییم.فرضاً جنس اتومبیل ها ی درحال حرکت را در کنار دیالوگ ها دارید و در نهایت هم باید طبق این شیوه ، صداگذاری را با عبور و مرور اتومبیل ها در نظر بگیرید. ولی در انیمیشن ، همه چیز صدا گذاری از صفر شروع می شود و این امکان را در اختیار شما قرار می دهد که با شیوه و تفکر خود به ماجرا بنگرید.
خوشبختانه ، در طی فعالیت ام در این چهار پنج انیمیشن ، صداگذاری مبتنی بر دیالوگ نبوده و خودم از این حیث بسیار خرسندم ؛ زیرا دیالوگ ، خود بار سنگینی را در بر میگیرد . حال آن که در زمان نبود آن ، تمام بار در بخش صداگذاری متمرکز است ؛ لذا برای من بسیار جذاب است.
انیمیشن ، تا جایی مشابه یک فیلم عادی است. اما فرضاً در بخشی از فیلم " زنی زیر یخ ها آواز می خواند " مردی که از روی یخ ها پاکت نامه ای را برمی دارد ؛ الزامی نیست که حتماً صدای کاغذ را بر جنس پاکت نامه گذاشت. شما باید به سمت صداهایی بروید که به فیلم کمک می نماید. در این صحنه ، صدای نامه از یک بخش شکننده نیز برخوردار است . علاوه بر این اگر دقت کنید در پلانی از فیلم ، می بینید که پاکت نامه در کادر فیلم درشت نمایی میشود ؛ پس در اینجا باید مطابق چنین کادر بندی ، صدای مرتبط را ایجاد کرد وخارج شدن نامه نیز با صدایی از کشیده شدن کاغذ همراه می شود.
انیمیشن ، وسعت دیگری به کار صداگذار می بخشد ؛ فرضاً در پلانی که مرد درب فر را می گشاید ، وجود صحنه پرسپکتیو از فر ، با انتخاب صدایی از گشوده شدن فر و  آتش درون آن و کشیده شدن سینی همراه است.
صدای انتخابی برای دست چند منظوره مرد نیز که توسط خانم خلیل زاده طراحی شده است ؛ از طریق ترکیب چند صدای مختلف و حاصل کشیده شدن چاقو از غلاف ، کشیدن رنده در پشت سطوح پلاستیکی بوجود آمده که در مجموع صدای فوق را تشکیل داده اند.

 

دموی ویدئویی گفتگو با مهرشاد ملکوتی - خلق افکت های صوتی

 


ثابت قدم : پیوند میان موسیقی  و صدا در یک پروژه و هماهنگی ایندو  تحت چه المان هایی تحقق می یابد؟

مهرشاد ملکوتی : موسیقی انیمیشن " زنی در زیر یخ ها آواز می خواند " توسط پژمان خلیلی که یکی از دوستان خوب من است ؛ خلق شد . اتفاقاً دوستی ما نیز بر سر انیمیشن و از " رستوران متروک " کاری از خانم رامک امیرکاظمی آغاز شد.  هرچند پژمان خلیلی دوست من است ؛ اما احساس می کنم که در کار خود بسیار حرفه ای است . او در انیمیشن " زنی زیر یخ ها آواز می خواند  "بعنوان یک کارشناس موسیقی ، ایده های در خور توجهی را در بخش صدا گذاری عرضه کرد . می توانم بگویم به نظرات کارشناسی دو نفر یعنی کارگردان و آهنگساز بسیار بهاء می دهم و آنرا در افزایش مطلوبیت صدا گذاری بسیار تأثیر گذار می دانم.
لذت من از کار با انیماتورها در پروژه ای از یک فیلم عادی نمود نمی یابد ؛ این مسئله بواسطه نزدیکی ذهنیت ما به فانتزی است.گاهی پیش آمده که در یک کار ، صدایی را برگزیده ام که چندان برایم جالب نبوده و از کارگردان آن انتظار ایرادی بر آن داشته ام. اما دیده ام کارگردان به سادگی از آن گذشته ؛ حال آنکه نظرات یک کارگردان به رشد نبوغ یک صدا گذار کمک بسیار می کند و دریچه ای از خلاقیت ها و ابداعات را بر روی ما می گشاید ؛ درست مشابه همان فعالیتی که در کار خانم گودرزی بواسطه انیمیشن " روباهی که به دنبال صدا می رفت " اتفاق افتاد .
در آن انیمیشن ، روباه فاقد صدا بود و خانم گودرزی اعتقاد بر این داشت که روباه سعی دارد صدایی از گلویش خارج کند و ناموفق می ماند و همین ، تبدیل به یکسری فصل های قشنگی در کار ما شد و البته خودشان نیز عهده دار مسئولیت هایی در ارائه آواها شدند که لذت کار را دو چندان ساخت.
همواره بر این اعتقاد بوده ام که در حرفه صدا گذاری نباید پیش گزیده ی روز ما صدای گنجشک و پیش گزیده ی شب ما ، صدای جیرجیرک باشد. شاید در یک فیلم بلند بتوان صدای گنجشکی را برای پلان یک کوچه ی پر درخت در نظر گرفت ؛ اما گاهی اتفاق می افتد که در صدد خلق  آمبیانس های جدیدی بر می آییم و متناسب با فضای پیرامون، صدای مورد نظر را بر می گزینیم. اینها مستلزم این نیست که بیننده آگاهانه این مسائل را دریابد ؛ اما بخش بزرگی از فعالیت صدا گذار را باید احساس کند.
به طور مثال ، من در " زنی زیر یخ ها آواز می خواند " برای صدای پرنده هایی که قرار است کلاغ باشند ؛ از صدای غاز کانادایی استفاده کردم. یا جایی که پرنده های زیادی در اطراف پسربچه گرد آمده اند از صدای گونه ای از مرغ دریایی بهره گرفتم  و اینگونه احساس رعب و وحشت صحنه را افزایش دادم.
صداهایی نیز هستند که از پیش ضبط کرده ام. فرضاً در حال حاضر مشغول کار برروی یک انیمیشن تبلیغاتی هستم که بواسطه نوع کاراکتر  ها و متفاوت بودن حرکات ایشان ، از ابزارهای مختلفی در طراحی صدا استفاده می کنم. فرضاً برای حرکت یکی از شخصیت ها از صدای موتور هم زن برقی و برای کاراکتر دیگر ، از صدای فن رایانه که سیم مفتولی نازکی را در پره هایش می چرخاندم تا دور آن را کم و زیاد کنم ؛ یا از صدای ماشین ریش تراشی بهره گرفته ام.

فضا در این روایت ، فضای غم باری است و این را باید با صدا به بیننده بیشتر القاء کنیم . انصافاً آهنگساز " زنی زیر یخ ها آواز می خواند " یعنی پژمان خلیلی بسیار به تأثیر گذاری فضاها کمک کرده است . هرچند وقتی شما بدون موسیقی نیز به آن می نگرید ؛ باز هم تحت تأثیر صداهای موجود قرار می گیرید . مسلماً پیوند موسیقی با صدا از تأثیر گذاری بیشتری برخوردار است . حتی صدای پرنده دارکوب نیز به نحوی تهی بودن فضا را القاء می کند.

 


ثابت قدم : آیا در کار صداگذاری ، گزینه ای هم وجوددارد که خلق آن بسیار دشوار و صرف زمان زیادی باشد؟

مهرشاد ملکوتی : ببینید ، خلق یک Ambience همواره دشوار است.

 

دموی ویدئویی گفتگو با مهرشاد ملکوتی - بررسی صدا گذاری زنی زیر یخ ها آواز می خواند (2)

 

ثابت قدم : آمبیانس دقیقاً به چه معنا است؟

مهرشاد ملکوتی : آمبیانس، یعنی صدایی که همواره به صورت پس زمینه در صحنه وجود دارد. صدایی که همچون بوم نقاشی ، رنگ ها بر رویش قرار می گیرند . این در بخش صدا به نظر خودم بسیار مهم تر است. ممکن است شما به اهمیت افکت ها نیز یقین داشته باشید؛ ولی اگر بستر نامناسبی فراهم باشد ؛ حتی از تأثیر گذاری افکت ها نیز کاسته می شود .
لذا آمبیانس سخت ترین مقوله بوده و خلق آن نیاز به تجربه شنیدن بسیار زیادی دارد. یعنی دقیقاً گزینه ای منطبق بر کسب تجربه است. یعنی آنقدر باید کار کنید و آنقدر باید گوش تان نسبت به محیط پیرامون حساس شود که پس از آن شروع به خلق آمبیانس ها نمایید.
در خود من ، این کسب تجربه هنوز به کمال مطلوب نرسیده است . فیلم های به سبک رئال خیلی متکی به آمبیانس هستند . شما به عنوان یک بیننده هرگز متوجه ماجرا نمی شوید ؛ اما چرا ما فیلم های رئالی می سازیم که فاقد کشش لازم هستند؟ هرچند فضا و دکوپاژ را در این مبحث نمی گنجانم ؛ اما با توجه به تخصص حرفه ای خودم عقیده دارم که آمبیانس در چنین فیلم هایی بسیار مهم و با اهمیت است .چراکه آمبیانس ها ترکیبی هستند و این کار را به مراتب دشوار تر می سازد . هرچند این مقوله نیز در ایران بسیار ساده انگاشته می شود . فرضاً باید ببینیم برای به تصویر کشیدن خانه ای عیان نشین چه عناصری را بکار گیریم؟ اینجا انتخاب آمبیانس بدون خسته کردن بیننده نقش بسزایی ایفا می کند و صداگذاری داخل خانه به اندازه خارج خانه اهمیت می یابد. به طور مثال آیا تاکنون به تفاوت جنس صدای قابلمه تفلون با صدای قابله روهی اندیشیده اید؟ این گونه ظرافت ها است که فضای فیلم را از منظر صدا گذاری به کیفیت مطلوب می رساند.


شما وقتی فیلم های خوب آنسوی مرزها را می نگرید ؛ در می یابید که پر سر و صدا نیست. ولی در نهایت بواسطه همین ظرافت ها مورد توجه قرار می گیرند. قرار نیست با صداهای بلند از کوچکترین حرکات ، بیننده را تحت تأثیر قرار دهیم . مسلم بدانید برای در نظر گرفتن چنین ظرافت هایی باید ده برابر بیشتر زمان صرف کرد . فکر می کنید صدای یک لیوان پر از آب با لیوان خالی از آب چگونه شنیده می شوند؟ تأثیر چنین رویکردی قرار است کجای فیلم باشد؟ قطره قطره از این ظرافت ها است که یک مجموعه ی هارمونی بسیار زیبا را شکل می دهد که با شنیدن آن در یک فیلم ، تحت تأثیر قرار می گیریم.
من گاهی اوقات از اینهمه دقتی که در فیلم های خوب آنسوی مرزها لحاظ شده شگفت زده می شوم . مسلماً بر روی آن اندیشه و دقت نظر شده است . فرضاً یک گروه چهار نفره برای فیلمی خاص ، شیشه ها را در حالت های مختلف می شکنند و طراح صدای فیلم با داشتن هفتاد سال سن ، هر بیست مورد از شکستن را رد می کند و باز این مراحل آزمون ادامه می یابد تا در نهایت به تولید یک فیلم خوب بیانجامد. متاسفانه در اینجا برخی کارگردانان از ما می خواهند که صدای فیلم های آنسوی مرزها را شبیه سازی کنیم. حتی با صدها میلیون تومان نیز اینکار قابل تحقق نیست ؛ زیرا دانش آن وجود ندارد.
اگر پشت صحنه فیلم ارباب حلقه ها را در پلانی که آنها در غار هستند ؛ بنگرید می بینید که گروه صداگذار برای ایجاد صدای موجوداتی که بر سقف غار حرکت می کنند ؛ با قرار دادن تشتک هایی بر روی انگشتان خود و زدن آن بر روی دیوار ، سعی در  ایجاد صداها دارند.خوب اینگونه صداها را باید صداها را باید  ایجاد کرد ؛ آنوقت کارگردانی با من تماس می گیرد و از من می خواهد که صدای پای  اژدها را از میان افکت ها بکاوم !  حال آنکه در غرب برای اینکار گروه متخصص صدا گذاری سنگی را برداشته و با قرار دادن متریال هایی بر روی آن و تکان دادنشان و البته طی پردازش های خاص ، سعی می کنند به نتیجه مطلوب برسند.

 


ثابت قدم : شما صداگذاری سریال وضعیت سفید را نیز برعهده داشتید. در فیلمی که باید صداهای گذشته ایران را به بیننده القاء کند ؛ کار چگونه بود؟

مهرشاد ملکوتی : این سریال 42 قسمتی از بسیاری از جنبه ها قابل تقدیر بود و از کلی حیث ها آن را دوست داشتم. خب حالا ، با رعایت یک سری ظرافت ها نیز لذتی دیگر به بیننده می داد. به طور مثال ، پلانی بود که در آن از قایق اسباب بازی آن دوران استفاده شده بود که با فتیله ، نفت درونش می ریختند و شمع آن را روشن می کردند و طبق قانون فیزیک ، این قایق با یک صدای" پت پت " در حوض و یا تشتی شروع به حرکت می کرد. چنین قایقی را از فرانسه آوردند و چون در فیلم فاقد صدا بود ؛ با استفاده از یوتیوب این صدا را دانلود کردیم و برای فیلم مورد استفاده قرار دادیم. به خاطر دارم در آن فیلم آنقدر از چنین ابزاری استفاده شده بود که گاهی از خود می پرسیدم دسترسی به آنها چگونه بوده است؟
شما نگاه کنید که حتی آرشیو صدای خیابانی در لندن دهه هشتاد میلادی وجود دارد. این آرشیو همواره در دسترس تمامی پژوهشگران قرار می گیرد . گاهی ما با شنیدن صدای چنین خیابانی به وجود فرضاً مشاغلی پی می بریم که در تولید فیلم ، فضا سازی چنین محیطی بدون دسترسی به این صداها غیر ممکن است. وقتی قرار است فیلمی از دوران گذشته ی تهران ساخته شود ؛ تنها بکارگیری عنصری نظیر یک کالسکه کافی نیست. صداهایی در آن دوران بوده که به حرفه ها و مشاغل خاص اختصاص داشته و البته در اقلیم ها و شهرستان های مختلف با یکدیگر متفاوت بوده است. چنین مقوله ای در سینما بسیار مهم است و هیچ فردی قادر نیست خود را در کشور متولی صداگذاری بداند . زیرا سیستم به گونه ای فاقد دانش و فرهنگ مرتبط به آن است و هم به لحاظ مالی قادر به تأمین صداگذاران حرفه ای نیست.
شما فرض کنید که یک اسپیکر حدود بیست میلیون تومان و یک میز میکس حرفه ای به صورت باکس در حدود نود میلیون تومان هزینه در بر دارد . مسلم است که یک صدا گذار حرفه ای طی چند ماه کار در خارج از کشور قادر به بازگشت این سرمایه است. اما اینجا چنین نیست . اینجا بسیاری از افراد و صداگذاران هنوز از نرم افزارهای کرک شده استفاده می کنند و به ناگهان می بینید که کار دو ماهه ی ایشان در یک پروژه بواسطه استفاده از نرم افزارهای غیراوریجینال از دست می رود. این خسارت زمانی و مهمتر از همه خسارت روانی چگونه جبران می شود؟ زیرا خاصیت تجربه خلق کارهای هنری هرگز تکرار شدنی نیست.چون به لحاظ فیزیولوژیکی ، روانی و احساسی و چگونگی ارتباط با کار ، بداعت و خلاقیت را نمی توان در هر لحظه از هنرمند انتظار داشت. ما در هر زمان ، انسان دیگری هستیم.

 

دموی ویدئویی گفتگو با مهرشاد ملکوتی - اشاره به سریال وضعیت سفید

 


ثابت قدم : صدای دالبی چیست؟ و از چه فناوری بهره می گیرد؟


مهرشاد ملکوتی : صدای دالبی بواسطه مخترع خود بعدها چنین نامیده شد. دالبی نابغه ای است که در عصر حاضر چنین ابتکاری را بنیان نهاد. آن زمان ها ، سیستم ها آنالوگ بود و سیستم آنالوگ همواره دارای یک نویز پایه بود که اصطلاحاً به Noise base اطلاق می شد . همچون نوار کاستی که ولو  بی هیچ صدایی در آن ، با افزایش ولوم یک صدای خاص فس مانندی از آن شنیده می شد. این همان نویز پایه است . . اگر سینماهای قدیمی را به خاطر آورید در زمان آغاز فیلم، یک صدای فس مانندی را از بلند گوها می شنیدید ؛ آنهم یک نویز پایه بود که در سراسر فیلم قابل شنیدن بود.
یکی از کارهای دالبی این بود که یک سیستم کاهنده نویز را بکار بگیرد  و این باعث شد که صدای فیلم ها با صدای نویز کمتری همراه شود. سیستم دالبی بر حسب آخرین نوع ورژن هایش ارتقاء می یافت.
صداها در سینمای ناطق همواره به صورت مونو پخش می شدند و به تدریج صحبت از استودیوی دو کاناله پیش آمد که استاندارد آن برای کار موسیقی بود و لذا شنیدن آن در سینما با مشکلاتی همراه بود. زیرا ما همواره به اسپیکر وسط احتیاج داشتیم تا در زمان گسترش مکان و فضای مشاهده فیلم در سینما ، آن شنونده ای که در سمت چپ سالن می نشست و با عدم دریافت صدایی که منحصراً از اسپیکر راست پخش می شد ؛ دچار مشکل نشود. اینچنین یک اسپیکر وسط نیز در سینماها گنجانده شد.
حالا دالبی ابتکاری در سیستم آنالوگ بکارگرفت که از چهار کانال چپ ، راست ، وسط و یک صدای محیطی به نام سوراند ( Surround ) استفاده کرد. سیستم آنالوگ به خاطر مسائل فنی موجود با سیستمی نظیر encoder متشکل از مدارهای الکترونیکی چهار کانال را به دو کانال کاهش می داد و البته سینما نیز با در اختیار داشتن سیستم بازپخش بعنوان decoder  صدا را به چهار کانال تبدیل می کرد.. هم اکنون در سینمای ایران نیز سیستم sr dalby (Spectual recording ) وجود دارد که اشاره به استفاده آنالوگ آن دارد و ضبط آن به صورت نوری تحقق می گیرد. اما در سینمای خارج از کشور ، سیستم Sr در حدود بیست سال است که منسوخ شده و تنها بعنوان یک پشتیبان در حاشیه فیلم ها درج می شود و دیگر آنچه مورد توجه قرار می گیرد ؛ دیجیتال است و نیازی به سیستم آنالوگ وجود ندارد.

 

در صدای دیجیتال ، هر آنچه در استودیو قابل شنیدن بوده قابل پخش در سینما است. بر خلاف سیستم دالبی که به هر حال در زمان decode و encode یک سری اتفاقات بر روی صدا خواهد افتاد.
صداها با استانداردهایی همچون dts نیز موجود هستند ؛ البته 5.1 ، 7.1 و 10.2 نیز وجود دارند که جزو استانداردها شمرده نمی شوند . فرضاً 7.1 در گیم ها استفاده می شود. چون خیلی از اسپیکرها قادر به پخش آن هستند. 10.2 را سونی مبنا قرار داده و نام آن را sdds ( Sony Dynamic Digital Sound )قرار داده است. به هرحال پایین تیتراژ نهایی برخی فیلم ها لوگوهایی وجود دارد که علامت تجاری هر یک از این استاندارد ها است و همه آنها از استاندارد دالبی دیجیتال نیز برخوردارند.
وقتی از صدای 5.1 سخن به میان می آوریم منظور از 5 اسپیکرهای چپ ، راست ، وسط و چپ محیطی و راست محیطی است و البته .1 که مسئول بازپخش صدای پایه است که بسیار تأثیر گذار است. به طور مثال در فیلمهای اکشن یا حادثه ای ، صدای اصلی انفجار توسط این اسپیکر پخش می شود ؛ به طوری که چنین صدایی به جز در فضای سینما قادر به شنیده شدن نیست . صدای انفجار با یک محدوده فرکانسی همراه است که آنچه ما در این نوع صدا درک می کنیم ؛ صدای بم یا پایه آن است . وقتی پنجاه کیلومتر دورتر چنین انفجاری رخ می دهد ؛ تمام پنجره ها شکسته می شود . این بواسطه همین صدای پایه رخ می دهد.زیرا دامنه امواج بلندتری دارد که محیط قادر به جذب آن نیست و بواسطه انرژی حرکتی بالای خود گاهی در سینما باعث لرزش لبه شلوار پارچه ای بینندگان می شود. لذا می گویند که صدای پایه را نمی شنوید ؛ بلکه احساس می کنید.

 

دموی ویدئویی گفتگو با مهرشاد ملکوتی - سیستم های دالبی

 


ثابت قدم : به نظر می رسد که سینمای ایران چندان از تأثیر گذاری پخش صدا برخوردارنیست ! این بواسطه چه مشکلاتی است؟

مهرشاد ملکوتی : باید پرسید کسی که مسئول پخش صدا در سینمای ایران است ؛ تا چه اندازه نسبت به این دانش مطلع و آگاه است؟ شما به آپارات خانه بروید ؛ در اکثر آنها اکولایزر را مشاهده می کنید . آیا اصلاً سیگنال مرجع ضبط شده است تا مسئول آنجا مطابق با اکولایزر ویژه ، آن را پخش نماید؟ این داستان با رویکرد سیستم موجود در سینمای ایران هرگز پایان ندارد. فرضاً در فیلم " به همین سادگی " صدا در هر سینما به شکلی متفاوت پخش می شد و کارگردان از آن همواره شاکی بود. تا اینکه این فیلم به جشنواره مسکو رفت و کارگردان هنگام بازگشت اذعان داشت که من تازه دریافتم صداها چگونه بود و دقیقاً آنچه را که انتظار داشتم ؛ شنیده می شد. 
می بینید که علاوه بر مشکلات فنی ، یک سری مشکلات فرهنگی نیز وجود دارد. به طور مثال در میان مردم ما نقل قول بیش از موسیقی جریان دارد و آنها عادت به شنیدن دیالوگ دارند و لذا در سریال ها چنین سلیقه ای لحاظ می شود و نمی توان از کارگردان انتظار کاری مشابه پروژه فیلم را داشت. حتی باید بگویم که فیم دیدن ما ایرانی ها نیز به شکل حرفه ای نیست . در کنار فیلم ، آشپزی می کنیم ، روزنامه می خوانیم و  یا کارهای جنبی دیگری را انجام می دهیم!

 

ثابت قدم : پس در حقیقت ما تنها می شنویم و می بینیم ؛ بدون اینکه به جزئیات بها دهیم!

مهرشاد ملکوتی : بلی. من به نکته ای اشاره می کنم که امیدوارم حمل بر خود ستایی نباشد . فرضاً در جشن خانه سینما ی امسال ، من در زمینه های مختلف حوزه انیمیشن و مستند کاندید دریافت جایزه شدم . اما در بخش انیمیشن حقیقتاً دو فیلم را مستحق دریافت جایزه دانستم که علاوه بر زنی زیر یخ ها آواز می خواند ؛ کار دیگری بود که بهروز شهامت برروی صدا گذاری آن کار کرده بودند. حال آنکه بهترین صداگذاری را انیمیشن گالاپاکوس علی درخشی در نظر گرفتند.

 

ثابت قدم : تا جایی که من اطلاع دارم این انیمیشن ، دوبلور و دیالوگ محور است . و البته با دوبلور خوب آقای علیمردانی همراه بود . اما این بدان معنی است که ما تمایزی میان دوبله و  طراحی صدا قائل نیستم ! پس ملاک انتخاب چیست؟

مهرشاد ملکوتی : به نظر من سلیقه حاکم بود.اینکه یک کارشناس صدا در چنین قضاوتی حضور داشته باشد ؛ بخشی از کار را تشکیل می دهد. خب آقای فردین خلعتبری نیز حضور داشتند که بواسطه تجربه مستمرشان در موسیقی ، مسلماً قابلیت شناسایی صدا را نیز دارند. اینکه فقط یک کار " بانمک " است ؛ دلیلی بر اختصاص جایزه در بخش صدا نیست. ولی جای تعجب است که این کار در صراحی صدا جایزه گرفت بدون اینکه دریابند این مقوله حقیقتاً به چه معنا است؟
خب در فیلم های بلند هم تشخیص ماجرا برای برخی از افراد دشوار است و لذا به قولی من حالا حالا ها مایل به فعالیت در حوزه فیلم بلند نیستم ؛ زیرا به شخصه اعتقاد دارم که صدا گذار باید در تمام ژانرها متبحر باشد و آن را تجربه کرده باشد و نمی توان صرف سلیقه ، به قضاوت پرداخت.
به یک قول یک منتقد ، باید دریابیم که اگر فرضاً یک فیلم اکشن می نگریم باید در مورد اکشن بودن آن صحبت کنیم . اینجا ما یک فیلم حادثه ای را در قالب یک نقد فلسفی مطرح می کنیم ! ما باید موسیقی و صدا گذاری اثر را در قالب همان اثر بررسی کنیم و نه آن که معیار خود را سازنده اثر در نظر بگیریم. موسیقی که در راستای فیلم حرکت نمی کند ؛ علی رغم زیبایی که در قالب یک سوند تراک مطرح می شود ؛ طبق چه ملاکی جایزه ای را به  خود اختصاص می دهد؟
این دست نمونه ها فراوانند . در ایران برخی از کارشناسان ، Default جایزه گرفتن هستند. من کارهایی را در صداگذاری سراغ دارم که علی رغم نیمه تمام ماندنشان ، کاندید دریافت جایزه شده اند ! و این حقیقتاً بسیار مضحک است. امیدوارم این اتفاق هرگز برای من رخ ندهد و به دریافت کننده همیشگی جایزه تبدیل نشوم.

 

ثابت قدم : به نظر شما در جهان غرب قرار است چه تحولاتی در عرصه فناوری صدا به وقوع بپیوندد؟

مهرشاد ملکوتی : قرار نیست به یکباره اتفاقی رخ دهد. این اتفاقات به تدریج به وقوع می پیوندند . و اتفاقی که می افتد آن است که مجاز وارد دنیای واقعی می شود. ناگفته نماند من به لحاظ منطقی ، با این بخش از جریان مخالفم. کل ماجرا مرتبط به عرصه رسانه شامل گیم ، تلویزیون و سینما و غیره است. سال ها است که بهره گیری از  فناوری دیجیتال و جلوه های بصری بعنوان یک کار تبلیغاتی در جهان شمرده می شود.
در بخش صدا گذاری ، به هر حال دنیای امروز به سمت افزایش کیفیت هر چه بیشتر پیش می رود. مسلماً در یک فیلم حادثه ای ، بیشتر می توان با صدا حال و هوای فیلم را القاء کرد. شما در فیلم های تخیلی نظیر هری پاتر ، در جریان خلق افکت های خاص قرار می گیرید که نظیر آن در جهان واقعی وجود ندارد ؛ با این حال اینها به هر چه واقع گرایانه شدن فیلم کمک می کنند  و بدون شک ، اینها لایه های ناخودآگاه و تخیل کودکان نیز را تقویت خواهد کرد .
در حال حاضر ، سینمای چهار بعدی را ایجاد کرده اند که به لحاظ تصویر ، پخش صدا و حتی حرکت دادن صندلی ، به فضای فیلم کمک می شود تا ناظر خود را جدا از واقع نداند. در اینصورت بیننده خود را درون ماجرا می یابد. فرضاً وقتی تلویزیون در جوامع بوجود آمد ؛ سینما برای تداوم حیات خود مجبور به استفاده از راه کارهایی شد که در خانه قابل تجربه نیست. به طور مثال ، با آمدن فیلمی همچون اواتار ، طی دو سال پیش تاکنون شاهد افزایش تعداد فیلم های سه بعدی و به تبع آن ، تلوزیون های سه بعدی بوده ایم. هر چند سینما بواسطه صدا و گستردگی پرده ، هنوز مخاطبان خود را حفظ کرده است ؛ ولی وقتی  در کنار تصاویر سه بعدی ، صداها سوراند شوند ؛ مجاز به تدریج به واقعیت خود می افزاید .
فرضاً سالها پیش فیلم ها نمایشی از وقایع کنونی را به نمایش می گذاشتند ؛ اینکه مردم با پرداخت هزینه ، به اماکنی می رفتند که خواب خوب ببینند. به طور مثال درون دستگاه هایی جای گرفته و به رویای شیرین می رفتند . یا کسانی برای آنها رویای شیرین را بازسازی می کردند.
سال ها است که می خواهند " بو " را به مشاهده فیلم در سالن سینما بیافزایند. هر چند تا حدی به این قابلیت نیز دست یافته اند ؛ تنها مشکل عمده ، سریع پخش شدن در محیط و سریع جمع شدن آن از محیط است . چون در بحث تأثیر گذاری از لحاظ حسی ، " بو " و سپس " شنوایی " قوی ترین حس را دارا هستند.

 

ثابت قدم : این بو طبق تأثیرات عصبی ایجاد می شود؟


مهرشاد ملکوتی : نه. واقعاً بو را در فضا می پراکنند. اما آنچه شما بدان اشاره دارید در فناوری آینده احتمالاً امری دست یافتنی است . همچون  وقتی که انسان به خواب می رود و با دیدن صحنه هایی  خاص ، دچار درد در اعضای بدن خود  می شود ؛ او واقعاً این درد را احساس می کند و از خواب می پرد.

 

ثابت قدم : در فرمایشات تان به این نکته اشاره کردید که با چنین جریانی موافق نیستید. دلیل این امر چیست؟

مهرشاد ملکوتی : مسلماً وجود فناوری های اینچنین همچون شمشیر دو لبه هستند  که هم محسنات و هم مضرات خود را دارا هستند. اینرا بدانید که هرآنچه تأثیر گذار است ؛ بواسطه هزینه های گزاف تولید شده  که توسط خواهانان این امر تحقق می یابد. یعنی همواره سیاستی خاص پشت سر چنین جریانی حضور دارد و این امر حتی در پایین ترین سطوح اجتماع نیز قابل رویت است. حتی امروز شاهد افزایش گیم ها با کیفیت بسیار زیادی هستیم که آهنگسازانی چون هانس زایمر به تأثیر گذاری هر چه بیشتر گیم در آن حضور چشمگیر دارند.

 

پیشنهاد انیمیشن دیتا برای مطالعه بیشتر :

زنی زیر یخ ها آواز می خواند - گفتگو با مریم خلیل زاده و پژمان خلیلی

 

پایان گفتگو

©· Copyright 2009 - 2011/ Animationdata.org & Partners

نمای مجازی

بررسی گروهان برتر:  بررسی جلوه های بصری گروهان برتر که در عراق می گنجد و به دنبال دستگاه چاپ اسکناس گم شده می روند

ادامه مطلب

گفتگوی ایرانی

حیات وحش :گفتگوی انیمیشن دیتا با استاد علی درخشی ، کارگردان و کاریکاتوریست توانمند ایرانی

ادامه مطلب

گزارش ها

جوایز گلدن گلوب : برای نخستین بار در تاریخ سینمای جهان ؛ فیلم جدایی نادر از سیمین برنده بخش خارجی این مراسم شد

ادامه مطلب

نمای برتر

مرد گرگ نما : بیش از سی سال است که ریک بیکر ، گریمور جلوه های ویژه ، هیولاهای دوست داشتنی را طراحی می کند

ادامه مطلب

حقوق معنوی انیمیشن دیتا

 کلیه مقالات، گزارش ها ، آموزش ها و همچنین دموهای صوتی و تصویری برای صاحبان اثر در مجله الکترونیکی انیمیشن دیتا محفوظ است. کپی از مقالات با ذکر منبع بلامانع بوده و هرگونه سؤاستفاده از آثار هنرمندان با پیگرد قانونی همراه خواهد بود.

Close